تمام سانترهایی که میکرد و ما هوادارا هردفعه انگار مطمئن بودیم که سانترهاش گل میشه...
اما وقتی رفت دیگه هیچ وقت اون اطمینان نه تو قلبمون بود نه تو چشامون...
هر چی با خودم فکر میکردم هر چی با خودم سروکله میزدم رفتنش رو باور نمیکردم....باورم نمیشد پسر متعصب استقلال دیگه تو تیم نباشه...
اما بعد یواش یواش فهمیدم که واقعیته و باید واقعیت رو قبول کرد هر چند خیلی تلخ بود..
بعد از اینکه نبودنشو باور کردم با خودم عهد بستم که دیگه نه بازیاشو نگاه کنم نه اسمشو بیارم..
اما هر چی بیشتر سعی میکردم فراموشش کنم انگاری کمتر موفق میشدم..
اون فصل خیلیا از استقلال رفتن..کاظمی اکبرپور و ....
نمیدونم چرا فقط رفتن خسرو باورم نمیشد!
تمام پوسترها و عکس های تیمی استقلال اون سال رو از رو دیوار کندم!
اما انگار جای خالی عکسشم عذابم میداد!
بازی های تیم ملی رو نگاه نمیکردم!
هی تلویزیون رو روشن میکردم و تا میدیدمش قلبم میریختو شروع میکرد به تند تند زدن!
و خاموش میکردم تی وی رو!!
روز بازی با سپاهان که شد از صبح حالم بد بود هم استرس بازی رو داشتم هم استرس دیدن خسرو رو
از دستش ناراحت بودم اما دلم نمی خواست هوادارا باهاش بد رفتار کنن
اخه میدونستم هوادارا میخوان یه کارایی بکنن
دو دقیقه نمیتونستم اروم بشینم!
تا دم استادیوم ازادی هم رفتم و با داییم پشت در وایسادم!
یه اکیپ بودن داشتن سر خسرو بحث میکردن
حرفاشون گریمو دراورد
یه جوری احساس میکردم این کارا حق نشناسیه و واقعا هم بود..
خسرو هر چی هم که بود هر کاری هم که کرده بود استقلالی بود و هست و خواهد بود!
همین جریان فوتبال حرفه ای و این حرفا!
امسال وقتی وحید رو گذاشتن لیست مازاد بابام گفت اخه چرا حیفه.نامردیه و این حرفا!
من گفتم بابا جون فوتبال حرفه ای شده!
گفت واسه چی واسه رفتن خسرو هر چی ما بهت میگفتیم گوش نمیدادی؟حالا امسال یهو فوتبال حرفه ای شد!
؟
راستم میگه!
اون سال حالم از این جمله بهم می خورد!
خسرو هم که رفتنش یه طرف مصاحبه بعد از بازی با استقلالم یه طرف دیگه.
تو تمام سایتا نوشته بودن خسرو گفته این کار هوادارا در تصمیم ایندم واسه انتخاب تیم تاثیر گذاره
اگه رفتم پرسپولیس ناراحت نشید و از این حرفا...!
امروز که به گذشته ها نگاه میکنم میبینم رفتن خسرو واسش خیلی خوب شد!
حداقل این رو فهمید که هیچ جا هیچ جا حتی بارسلونا هم واسه خسرو استقلال نمیشه!!!!!
و همچنین منم اینو فهمیدم که هوادارای واقعی استقلال اونطور که میگفتن از حیدری متنفر نشدن...
درسته با زبون میگفتن که از خسرو بدشون میاد اما ته دلشون واقعا دوسش دارن!!
حالا میفهمم اون حرکات بازی با سپاهان از رو علاقه بود نه تنفر!
چون بعد از بازی تیم ملی کلی از تماشاچیا پشت درهیئت فوتبال وایساده بودن و منتظر بودن ببینن خسرو میاد یا نه!
خسرو هم بعد از بازی تیم ملی اولین نفراز زمین خارج شد!
جریان خسرو و استقلال عین یه فیلم شده!
حالا میریم سراغ حرف هایی که خسرو زده:
1-روز بازی تیم ملی:حسم میگوید امروز اس اسی میشوم
2-اگر سپاهان رضایت نامه ام را هم نمیداد به اصفهان برنمیگشتم
3-90 دقیقه با استرس حضور در استقلال مقابل مالدیو بازی کردم
4-روز های خوب سپاهان را فراموش نمیکنم-دیگر از استقلال نمیروم
5-واقعا نمیتونستم در اصفهان بمانم یک پاسم به فکر استقلال بود و یک پاس سپاهان
وقتی خسرو اولین تمرین رو با استقلال اکرده هوادارا این حرکت رو انجام دادن!

هه هه هههههههههه!!!
چه هوادارای باشعوری داریم!
دیدیدگفتم همه چیز از رو علاقه بوده..؟؟؟؟
نظر یادتون نره ها...